سه رده
سه راو چون هولی مه سکه ن چون پاوه ماچی به هه شته ن به روی دنیاوه 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
نظر شما راجب این وبلاگ چگونه است؟







لینک دوستان
پیوندهای روزانه
با سلام و عرض ادب به همه ی دوستان و عزیزان.در مورد نبود یک ماهه ام میگویم.به دلیل داشتن امتحانات نتونستم به اینترنت بیام و بعد از اون اینترنتم قطع شد و در نوبت بودم تا دو سه روز قبل و الانم به دادن مطالب جدید در وبلاگ سه رده ادامه میدهم شایدم با تعدادی از دوستان  وبلاگ سه رده را وبلاگی گروهی بکنیم. با سپاس از همه ی شما مدیر وبلاگ سید پیشوا درودگر.


طبقه بندی: نوشته و مطلب، 
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 11:32 ق.ظ ] [ سید پیشوا درودگر ]
یك روز یك دختر كوچك در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش كه داشت آشپزى مى‌كرد نگاه مى‌كرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟
مادرش گفت: هر وقت تو یك كار بد مى‌كنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یكى از موهایم سفید مى‌شود.
دختر كوچولو كمى فكر كرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ
سفید شده!


طبقه بندی: اشعار،  نوشته و مطلب، 
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ سید پیشوا درودگر ]

فقر چیست؟
میخوام بگویم فقر چیست،
فقر چیزی است که همه جا سر می کشد،
فقر،گرسنگی نیست،عریانی هم نیست،
فقر چیزی را" نداشتن" است،ولی آن چیز پول نیست،طلا و غذا نیست،
فقر همان گرد وخاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند،
فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خورد میکند،
فقر ،کتیبه سه هزار ساله ی است که روی آن یادگاری نوشته اند،
فقر ،پوست موزی است که از پنجره یک ماشین به خیابان انداخته می شود،
فقر همه جا سر میکشد،
فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست،
فقر،روز را "بی اندیشه"سر کردن است




طبقه بندی: نوشته و مطلب، 
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ سید پیشوا درودگر ]

روزی انیشتین به چارلی چاپلین هنرمند بزرگ گفت :«می دانی آنچه باعث شهرت تو شده چیست؟

 این است که همه کس حرف تو را می فهمد!»

چارلی هم خنده ای کرد و گفت:« تو هم می دانی آنچه باعث شهرت تو
 شده چیست؟

 این است که هیچکس حرف تو را نمی فهمد!»




طبقه بندی: نوشته و مطلب، 
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ سید پیشوا درودگر ]
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد .
باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد.

گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .

جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد. سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.

پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد.اما.........گاو دم نداشت!!!!

زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی



طبقه بندی: نوشته و مطلب، 
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ سید پیشوا درودگر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


با عرض سلام به همه ی شما عزیزان به وبلاگ من خوش امدید امید وارم لذت کافی را از این وبلاگ ببرید.اسم من سید پیشوادرودگر متولد سال 1378از شهر پاوه.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

آمار سایت



Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
تماس با ما ابزار وبلاگنویسی
ابزار وبلاگنویسان اس ام اس جدید


کد شمارش معکوس سال نو

جاوا اسكریپت

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات